خرید بک لینک
انسان: خداوندا من به عدالت تو شک دارم آخر چطور ممکن است که تو عادل باشی و جهان اینگونه باشد؟ خدا: چرا فکر میکنی من عادل نیستم؟ انسان : خدایا چرا من بیمار هستم و بسیاری در این جهان بیمار نیستند این عدالت نیست.خدا: همه ی شمارا سالم و تندرست کردم دیگر چه؟انسان: خدایا چرا من زشت هستم و انسان های دیگر زیبا تر از من؟خدا: همه تان را زیبا کردم دیگر چه؟انسان: خدایا من گرچه مانند همه زیبا و تندرستم اما من پول ندارم و دیگرانی هستند که ثروتمندند.خدا: به همه تان ثروتی فراوان و برابر عطا نمودم آیا راضی میشوی؟انسان: انسان های دیگر مهارت هایی دارند که استعداد ذاتی آنهاست خدایا چرا مهارت های من کم تر است؟خدا: به همه تان مهارتی برابر ارزانی میکنم آیا راضی شدی که اکنون همه انسان ها با قیافه و مهارتی برابر از ثروت و سلامتی یکسانی برخوردارند؟انسان : نه!خدا : چرا چه چیزی دیگری میخاهی؟انسان : گل ها زیبا تر از علف ها هستند و گوشت بدن ها از سنگ ها نرم ترند آنها باعث اختلاف می شوندخدا: همه مواد عالم را از یک جنس و از یک درجه میسازم دیگر چهانسان: برخی بزرگترند وبرخی کوچکتر این عدالت است؟خدا: همه را به یک اندازه

برچسب: داستان عدالت خدا,داستان عدالت خداوند,داستان های عدالت خداوند, نویسنده: زهرا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 5:55

نمیدونم شنیدم میگن امروز 27 ام آبان روز کتابفروشی هاست. هر چیزی که بهانه ای بشه که راجب کتاب حرف بزنیم رو دوست دارم چرا؟ مورگان فریمن در فیلم لوسی میگه: "بالاترین هدف از وجود ما انتقال تجربیاته و هدف بالاتری وجود نداره." به برترین بودنش کاری ندارم و اینکه چقدر درسته جملش، اما چیزی که حقیقته اینه که انتقال تجربیات نسل های گذشته چیزی هست که ما رو به این جا رسونده و هر جا کمی و کاستی بوده یا باید به گذشته ها و تجربیات اونها مراجعه کنیم یا اینکه راه نرفته ای بوده که باید خودمون بریم و برای آیندگانمون ثبت کنیم. کتاب ها در هر زمینه ای که باشن ماحصل یک محدوده خاصی از زمان نویسنده ( ولو 10 دقیقه) هستن که در اختیار ما قرار گرفتن و ما با خوندن اونها مثل اینکه اون زمان بالقوه کتاب ها به زندگیمون اضافه بشه. مثلا با خوندن کتاب دور دنیا در 80 روز هر چقدر هم که تخیلی باشه انگار که 80 روز به زندگی شما اضافه شده در این 80 روز تجربه های مختلفی داشتید با آدم های مختلفی آشنا شدید و حس و حال های متفاوتی رو تجربه کردید. کتاب جامعه شناسی به زبان ساده دکتر صادق زیبا کلام رو به تازگی تموم کردم. و کتاب تولد اسر

برچسب: نقد کتاب جامعه شناسی خودمانی,نقد کتاب جامعه شناسی نخبه کشی,نقد کتاب جامعه شناسی خودکامگی, نویسنده: زهرا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 5:55

تفاوت یک فیلم خوب و یک فیلم بد اینجا مشخص می شود. اینجا که داستان فیلمنامه ات کش دار نباشد، طول نداشته باشد اما عرض داشته باشد. ابد و یک روز تصویری نا پیدا از یک زندگی سخت را به تصویر می کشد با زوایایی که شاید هرگز مشابهش را نه دیده و نه هرگز به آن اندیشیده ایم. مشکلاتی که مخاطب را شوکه میکند. از ماجرای عطسه ای که کل خانواده سعی میکنند جلوی آن را بگیرند چرا که همه وجود مادر را به درد کشد تا داستان های دنباله دار مشکلات یک برادر مواد فروش... در بطن داستان اما کل فیلم بر روی تصمیم سمیه می چرخد. اینکه آیا با یک افغانستانی ازدواج کند و از شر مشکلات خانه پر از مشکلاتشان راحت شود یا اینکه بماند... و همین تصمیم است که رفتار اعضای خانواده را دچار تغییر می کند. فیلم با اینکه به شدت فضایی درام و واقع گرایانه دارد. اما کمتر از یک فیلم کمدی تلخ نیست. شما بار ها در حین دیدن فیلم لبخند می زنید از دسپاچگی های مسخره بازیگر ها، از رقص الکی خوشی وسط کوه مشکلات... بهترین دیالوگ فیلم به نظر من از زبون شبنم مقدمی هست: جایی که می گه "تو این خونه همه میخان از روز بعد همه چی رو درست کنن اما فرداش که بیدار می

برچسب: ابد و یک روز,ابد و یک روز دانلود,ابد و یک روز شبکه خانگی, نویسنده: زهرا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 5:55

بر خلاف دوستم که امروز میگفت عجب کارگردان قدری دارد این بلبشوی خاورمیانه من معتقدم عوامل صحنه ی زیادی مشغول به کارند اما قریب به اتفاقشان نمیدانند برای چه فیلمی دارند نقش بازی میکنند. این فیلم اتفاقا از بی کارگردانی محض درد می برد هر بازیگر هر جای تئاتر که ایستاده به ناگاه حرکتی می زند که آدم از دیدنش حیران می ماند. اتفاقا هر نخودی که در این شربا در حال جوشیدن است احساس میکند کارگردانی کل آبگوشت بر عهده ی اوست. این وسط یک عده هم گیر داده اند که حلب با مذاکره آزاد نشد با مقاومت آزاد شد. آقا شما راست میگویید پس لابد مذاکرات آمریکا روسیه و همینطور مثلث ایران روسیه ترکیه در هفته های گذشته جهت تعیین محل پهن کردن بساط در روز سیزده بدر بود.در دنیای نسبیت ها جنگ ها حق و باطل نیستند. و جنایتکار ها نسبی اند. یک طرف اقوامی وحشی و بدوی که پوست کودک را جلو والدینش میکنند. آن طرف هم اقوام وحشی متمدن که با هواپیما های پیشرفته خود آتش روی بیمارستان های حلب می ریزند. داستان سوریه و داعش هر چه که هست به این زودی ها جمع شدنی نیست. گاهی دلم میخواهد باور کنم روایت امثال رائفی پور ها را از داستان تشکیل داعش

برچسب: نویسنده: زهرا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 5:55

صفحه بندی